نبايد درخيال بوس و آغوشت
وَ قانع به نشستن در كنارت باشم و هستم
بدون دانه و دامت گرفتارم وَ مي خواهم
كه در بند و حصارت باشم و هستم
قرار اين بود تا آخر بماني ، من
هميشه عاشقانه بر مَدارت باشم و هستم
چو سربازي كه دل بازد به شاه سرزمين خود
فدايي ، جان نثارت باشم و هستم
مي آيي شايد اين جمعه وَ شايد جمعه ديگر
و َبايد تا ابد چشم انتظارت باشم وهستم
#سامه_ابتهاج
١٩ خرداد١٣٩٦
برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری